تبليغاتX
MEDIUSA

MEDIUSA

افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود

رفع عيوب از سخت افزاري كامپيوتر

رفع عيوب از سخت افزاري كامپيوتر
 
کامپیوترم روشن نمی شود؛ یا بالا نمی آید ؛چرا ؟؟!؟

رفع عیب از سخت افزار كامپیوتر؛ کامپیوترم روشن نمی شود؛ یا بالا نمی آید ؛چرا ؟؟؟

تصمیم داریم در این گفتار تمام مهندسی سخت افزار را یکجا بگویم نه حول نشوید؛ هرگز این امرممکن نیست؛ جز عملکرد سایت  هم محسوب نمی شود؛ تنها در این مباحث سعی خواهیم کرد با مفاهیم اولیه  کامیپوتر و فن آوری اطلاعات آشنا شویم که یکی از آنها سخت افزار است که اگر یادتان باشد مباحث هیجان انگیزی داشتیم.

 


وقتی کامپیوتر روشن می شود


وقتی شما کلید روشن Power  را فشار می دهید ؛ چه اتفاقی می افتد؛ سیستم روشن می شود؛ از حافظه های سخت افزاری دایمی به نام Rom  یک نرم افزارروی حافظه موقت Ram  قرار می گیرد؛ بعد سخت افزار شما از جمله مانیتور؛ صفحه نمایشگر و کیبورد ؛ صفحه کلید و ... چک می شود و در صورت صحت کامل این قطعات ؛ سیستم عامل پیش فرض شما مثلا ویندور ایکس پی Windows Xp بارگذاری می شود تا به صفحه Welcom  یا خیلی خوش آمدید می رسید خلاص

 


بوق ؛ بوق ؛ بوق


هنگام شروع به کار سیستم کامپیوتر چندین بار صدای بوق Beep می شنوید که اول از نشان از صحت مادربورد؛ دوم سخت افزار اولیه و سوم شروع بارگذاری سیستم عامل است؛ اما اگر این بوغهای ممتد و تکراری شد فرق می کند

 


اگر بعد از فشردن دكمه power، كامپیوتر روشن نشد


بررسی كنید و هریک از مراحل را گام به گام جلو  بروید.


1-   بی خیال کامپیوتر بشین یک کامپیوتر نو بخرید ؛ محمد می گفت اوایل که موبایل اومده بود تا یکسال وقتی موبایل شارژش تموم میشده دور می انداخته بعدها فهمیده گوشی موبایل که باطری قلمی نمی خوره قابله شارژه ؛ ....... اینه مایه داری


2-      بی خیال بشین؛ یکی میاد درستش می کنه !!!!!


3-   شاید برق خانه قطع است ؛ اینجا جدی می گم ؛ شاید برق داخلی منزل ؛ اتاق یا پریز شما قطع باشد؛ باز فازمتر یا یک وسیله مثل میخ امتحان کنید ؛ که پریزتان برق دارد یا نه


4-   آیا سیم برق متصل است؟ آیا سر دیگر سیم برق متصل شده است؟  اتصالات برق کیس به برق شهری که به پریز وصل می شود را چک کنید؛ ممکن است سیم به پریز نباشد؛ چه کنید؟ خوب می توانید یک مهندس صدا بزنید که سیم را داخل پریز بزند ؛ کمی به خود اعتماد کنید هم می توانید.


5-   سوییچی كه در پشت كامپیوترتان وجود دارد چك كنید. برخی کیس ها در پشت ؛ در قسمت منبع تغذیه ؛ زیر فن یا هرجا ؛ حتی در جلو کیس دارای کلید و سوییچ روشن و خاموش دستی و دایمی هستند ؛ باور کنید من بارها سرکار این سوییچ بودیم ؛ یکجا جلو کیس بود کلی وقتم گرفت..... اگر برق صفحه نمایشگر شما از منبع تغذیه گرفته می شود؛ و مستفیم به برق شهر وصل نیست و روشن بود تمام مراحل بالا صحت عمل دارد مراحل بعد را دقت کنید.


6-   این مرحله کامل تخصصی است ، توصیه می کنم ؛ دست به آچار شوید؛ درب کیس را باز کنید و برق داخلی را چک کنید، . از اتصال صحیح منبع تغذیه به مادربرد اطمینان حاصل كنید. كابل برق فلاپی را چك كنید. اگر هیچ یك از این كارها نتیجه نداد در مرحله بعد هر چیزی را كه به مادربرد متصل است به غیر از كابل برق، سیم دكمه power، كارت گرافیك، حافظه RAM و CPU را جدا كنید. گفتم تخصصی است؛ اما اگر دانشجوی کامپیوترید یا .... باید از یکجا شروع کنید؛ البته در هنگام چک کردن یادتان باشد درسته که برق داخلی 5 ولت و 12 ولته و آدمو فقط می لرزونه ولی الکترسیته ساکن در برخی خازنها ممکنه شما را پودر کنه !!!


7-   اگر تمام مسایل راچک کردید و ردیف بود و بازهم انگار نه انگار که شما کلید روشن کامپیوتر را می زنید ممکن است کلید POWer  شما مشکل دار شده است ؛ این مسله اتفاق می افته که می توانید با یک فازمتر ؛ برق خروجی سویچ power رادر داخل کیس چک کنید؛ یک میخ هم می تواند کار فازمتر را انجام دهد ؛ ببینید جریان برق احساس می کنید.


8-   ممکن است که منبع تغذیه  کیس کامپیوتر شما سوخته باشد؛ در این حالت ؛ اکثر موارد فن یا پنکه هم روشن نمی شود؛ برق خروجی منبع تغذیه را می توانید چک کنید؛ روش بالا گفتم.


9-   اگر باز هم سیستم بالا نمی آید یك یا دو قطعه از سیستم شما معیوب است. در این مورد به احتمال زیاد مادربرد  شما اشكال دارد.  به احتمال زیاد سوخته و حدودی 70 تا 100 هزارتومان باید مادربرد جدید راست و ریست کنید؛ درمورد رفع عیبوب مادر بورد به زودی آموزش خواهم داد!!!! باور کردید........


10-   اگر موارد بالا را دنبال کنید به طور یقیین بارفع یک یا چند مورد می توانید به روشن شدن کامپیوتر خود نگاه کنید

 


روشن می شود؛ بوق نمی زند یا بالا نمی آید


اگر سیستم روشن می شود  ولی بوق نمی زند یا بالا نمی آید  مسله این است این مورد هم باید وارد جزییات کیس شوید ؛ جدی این مراحل کمی تخصصی است ؛ اما دقت کنید به آزمایشش می ارزد.


1-   ابتدا همه اتصالات داخلی را چك كنید و دوباره امتحان كنید. چطور چک کنید؛ خوب یکم در جایگاه خودش تکان دهیدو از محکم بودن آن مطمن شوید.


2-   در صورتی كه این عمل مؤثر نبود، بهترین كار این است كه مانند بالا همه چیز را به غیر از سیم دكمه power، كارت گرافیك، حافظه RAM و CPU را از مادربرد جدا كرده و دوباره امتحان كنید.  اگر موارد مشابه دارید جایگزین کنید.


3-   اگر كامپیوتر به خوبی شروع به كار كرد كامپیوتر را خاموش كنید و هر بار یك قطعه را متصل كرده و سپس كامپیوتر را روشن كنید تا جایی كه مشكل را پیدا كنید ولی اگر كامپیوتر اصلا‎‎ً روشن نشد احتمالاً یك یا چند قطعه معیوب دارید(CPU ،RAM، مادربرد و منبع تغذیه.

 


روشن می شود و مداوم  بوق می زند، بالا می آید


اگر كامپیوتر روشن می شود و متناوبا‎ً بوق می زند، بالا می آید ؛ در صفحه نمایشگر شما معمولا کلمات ابتدایی که در صفحه ظاهر می شد ؛ نمی آید ، گویی مانیتور هنوز خاموش است.


1-   اولین بوق Beep متدد به حافظه Ram ببینید آیا حافظه RAM شما بدرستی نصب شده است اگر لازم است آن را بیرون آورید و دوباره جا بزنید.


2-   ممکن Ram  شما سوخته باشد؛ خوب یک رم دیگر جایگزین کنید یا اگر دارای Ram چند تکه است هر قطعه را برداشته مجدد آزمایش کنید؛ البته برخی از حافظه های دوقلو هستند مثلا دوتایی باهم کار می کنند؛ در این صورت باید کامل یک حافظه جدید آزمایش کنید


3-      تجربه نشان داد بوق ممتد آرام با فاصله زیاد از ram  است

 


روشن می شود یك سری بوقهای سریع می زند، بالا نمی آید


سیستم شما روشن می شود بدون اینکه مانیتور تصویری بیاید یك سری بوقهای سریع می زند، بالا نمی آید ؛ بوق ها بی نهایت متدد و سریع است


1-   ببینید آیا كارت گرافیك به درستی روی اسلات AGP نشسته است یا خیر. بیشتر این از خرابی کارت گرافیک نشات می گیرد؛ برخی موارد به دلیل فشار کابل خروجی به مانیوتر و فیش مربوطه جای کارت گرافیکی متصل به مادر برد شل می شود. اگر مقدار كمی از كارت گرافیك خارج از اسلات AGP باشد سیستم بالا نمی آید.


2-   کارت گرافیکی  از از جایش بردارید ؛ بوق متدد که خلاص شد؛ مطمن باشید حتمی کارت گرافیک شما دچار مشکل است ؛ یک کارت گرافیک جایگزین بگذارید حتمی اگر محکم ودرست جا بزنید مشکل شما حل می شود.


3-   برخی از کارتهای گرافیکی به مادربود با مارک خاص سازگاری ندارد یا کارت گرافیکی به دیگر قطعات حیاتی کامپیوتر که این امر باعث اخلال در کار سیستم می شود این جایی شما را به تعجب وا می دارد که کارت گرافیک نو خریداری ونصب کردید......

 


چند مشكل دیگر هم وجود دارد كه بوسیله این بوقها شناسایی می شود اما دو مورد بالا معمول‌ترین موارد هستند.

 


سیستم بالا می آید ولی ناگهان خاموش می شود


در کیس دو فن و پنکه جایگاه خاصی در خنک نمودن داخل کامپیوتر دارند که درصورت اختلال در کارشان ، کامپیوتر به صورت خودکار خاموش می شود؛ یک فن منبع تغذیه ؛ که اگر اخلالی در آ ن به وجود آید یا گرما داخلی کیس یا منبع تغذیه از حدی افزایش یابد خاموش می شود. یک فن و پکنه دیگر ؛ فن روی پردازشگر است که در صورتی اختلال در سیستم خنک کننده ؛ به طور سریع خاموش می شود.

 


فن ها  و اتصالات را چک کنیم 


اگر سیستم بالا می آید ولی مشكلاتی را مشاهده می كنید در این جا دو مشكل عمده ذكر می شود. كامپیوتر شما در هنگام نصب سیستم عامل بارها از حركت باز می ایستد علت آن می تواند گرمای CPU باشد بخصوص CPU های شركت AMD یا CPU های قدیمی تر شركت INTEL. چك كنید آیا فن CPUبخوبی عمل می كند و چك كنید آیا هیت سینك (قطعه آلومینیومی كه روی CPU نصب شده و معمولاً رنگ سیاه دارد) بخوبی نصب شده است و با سطح CPU كاملاً موازی است. مطمئن شوید از هیت سینكی استفاده می كنید كه ساخت سازنده CPU شماست. هیت سینك اگر درست نصب شود بیش از آنچه نیاز است خنك كاری انجام می دهد.

 چند مشكل دیگر هم وجود دارد كه قابل شناسایی می شود اما دو موارد بالا معمول‌ترین موارد هستند.  در ابتدا هم گفتم قرار نیست تمام موارد را متذکر شویم که در این صورت یک کتاب تخصصی و مباحث پیچیده را می طلبد که کار بسیار جالب؛ هیجان آور و ارزنده ایست ؛ ولی فرصت آن نیست امیدوارم دوستان پی گیر باشند اما تصمیم داریم و تاکنون هم مقالاتی در مورد شناسایی و اشنایی بیشتر با قطعات سخت افزار کامپیوتر آوردیم امیدوارم مورد فایده قرار بگیرد

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 23:57  توسط سعید ماجدی  | 

راهنمایی های یک تعمیرکار کامپیوتر

راهنمایی های یک تعمیرکار کامپیوتر

بردن كامپیوتر به تعمیرگاه


قبل از این كه تمام پس اندازتان را صرف تعمیر PC خود كنید و یا به سفارش كردن تكنسین بپردازید، راهنمایی‌های ما را در ارتباط با بردن PC به تعمیرگاه، به كار ببندید تا از یك تعمیر با كیفیت بالا برخوردار شوید.

 

سیستم یك كامپیوتر ایده‌ال باید سریع باشد و همیشه كار كند، اما چقدر وحشتناك است وقتی كه این سیستم از كار بیافتد و شما را با یك سری خرابی‌ها مانند سوختن مانیتور، آسیب دیدن درایو دیسك سخت و نچرخیدن CD-ROM، تنها بگذارد. اگر چه بیشتر تولیدكنندگان كامپیوتر ۲ تا ۳ سال ضمانت آن را به عهده می‌گیرند، ‌اما بسیاری از كاربران بیش از سه سال از سیستم خود استفاده می‌كنند و به محض تمام شدن مدت ضمانت، سیستم جدیدی تهیه نمی‌كنند و به این ترتیب تعمیركامپیوتر امری اجتناب‌ناپذیر می‌گردد.

برای بسیاری بردن PC به نزد متخصص با نگرانی‌هایی همراه است و تصورات ترسناكی ذهن كاربر را احاطه می‌كنند مانند این كه آیا تكنسین از شما خواهد خواست كه قطعات دیگری را تهیه كنید، آیا ایراد كامپیوترتان نقص كلی در درایو دیسك سخت است، آیا تكنسین عیب كامپیوتان را بیش از آن چه هست بزرگ خواهد كرد و... البته نباید تصور كرد كه تكنسین فردی است كه منتظر فرصتی برای خالی نمودن جیب شماست. اما قبل از این كه تمام پس اندازتان را صرف تعمیر PC خود كنید و یا به سفارش كردن تكنسین بپردازید، راهنمایی‌های ما را در ارتباط با بردن PC به تعمیرگاه، به كار ببندید تا از یك تعمیر با كیفیت بالا برخوردار شوید. این پیشنهادات از تعمیرگاه‌های محلی، مراكز تعمیر بزرگ، فروشگاه‌های كامپیوتری و فروشگاه‌های بزرگ اینترنت جمع‌آوری شده‌اند.

برای این كه بتوانید از امكانات ضمـانـت خرید كامپیوترتان استفاده كنید، مدارك خرید را در جایی مطمئن نگهداری كنید. با صرف اندكی وقت می‌توانید كارت ثبت‌نام و فرم ضمانت‌نامه را پر كرده و به این ترتیب به حفاظت از كامپیوترمحبوبتان در آینده بپردازید. بعضی از كارخانجات تولید كننده كامپیوتر از طریق شبكه كارت ثبت‌نام را ارایه می‌كنند، اما بهتر است كه از این كارت ثبت‌نام یك كپی تهیه كرده و همراه با قبض دریافت كامپیوتر نگهداری كنید. همه قبض‌ها و ضمانت‌نامه‌ها را در یك جا جمع كرده و نگهداری نمایید. خصوصا" برای زمانی كه برای هر كدام از اجزای كامپیوتر مانند مودم، پردازشگر، برد اصلی و مانیتور ضمانت‌نامه‌ی جداگانه‌ای وجود داشته باشد.

هنگـامـی كه كـامپیوتـری را خــریـداری می‌كنید، آخرین چیزی كه باید در نظر داشته باشید، مسأله تعمیر آن در آینده است یعنی این كه شركت، تعمیركامپیوتری را كه به فروش رسانده به هنگام خرابی آن می‌پذیرد یا خیر. موضوع بعدی این است كه بسیاری از تعمیرگاه‌های محلی تنها برای تشخیص خرابی كامپیوتر حتی اگر ضمانت هم داشته باشد، مبلغی را دریافت می‌كنند. بنابراین دقت در مورد ضمانت‌نامه و در نظر گرفتن مدت اعتبار آن موجب می‌شود كه در آینده وقت و پول كمتری را هدر دهید.

اگر اطـلاعات كـافی در مـورد كـامپیوتـر نداشته باشید، به هنگام خرابی آن نمی‌توانید مشكل را تشخیص دهید. هنگامی كه مشكلی در كامپیوتر پیش می‌آید، ابتدا پیام‌های خطایی كه سیستم نشان می‌دهد یادداشت كنید. اگر اطلاعات شما از كامپیوتر كافی باشد، همین پیام‌ها به شما كمك خواهند كرد كه عیب را زودتر بیابید. البته گاهی این پیام‌ها مستقیما" به خود خرابی اشاره می‌كنند. بنابراین جزییاتی كه به هنگام خرابی كامپیوتر به یاد می‌آورید و پیام‌هایی را كه بر روی صفحه مشاهده كردید، همه را یادداشت كنید. چرا كه این اطلاعات می‌توانند به تكنسین كمك زیادی بكنند. هنگامی كه برای رفع عیب كامپیوتر به جایی مراجعه می‌كنید، سؤالاتی دربارهٔ رنگ صفحه نمایش به هنگام خرابی و پیام‌های خطایی كه ظاهر شده‌اند از شما می‌پرسند. دانستن پاسخ چنین سؤالاتی حتی اگر مفهوم آنها را ندانید. بسیار با ارزش است. قبل از بردن كامپیوتربه تعمیرگاه ببینید آیا سیستم‌تان هنوز دارای ضمانت است یا خیر. ‌چرا كه اگر از این موضوع اطلاع نداشته باشید، شاید تكنسین در اینباره چیزی به شما نگوید.

بــعـضـی از افــراد به مـحـض این كـه كامپیوترشان خراب می‌شود آن را برداشته و به سراغ محلی می‌روند كه آن را خریداری كرده‌اند.اما اگر شما این كار را می‌كنید،‌باید قبلا" فرم‌های ثبت‌نام و ضمانت‌نامه را دریافت كرده باشید، در غیر این صورت علاوه بر پرداخت یك مبلغ هنگفت، مجبورید مدت زمان زیادی انتظار بكشید تا كامپیوترتان تعمیر شود. در چنین مواقعی از چند تعمیرگاه دیگر بخصوص مغازه‌های كوچكتر نیز پرس‌وجو كنید و اطلاعات لازم دربارهٔ بهایی كه برای تشخیص مشكل دستگاه باید بپردازید، هزینه‌ی تعمیر و مابقی هزینه‌ها را به دست آورید.

تعمیرگاه‌های كوچكتر معمولا" به خاطر رقابت با تعمیرگاه‌های بزرگتر كه دارای سرویس‌دهی مجهزتری هستند، مبالغ كمتری را مطالبه می‌كنند. حتی تعمیرگاه‌های بزرگ هم برای تشخیص مشكل دستگاه، مبلغی را دریافت می‌كنند، خصوصا" اگر زمان ضمانت‌نامه تمام شده باشد. به هنگام خرید توجه كنید كه آیا فروشگاه‌هایی كه از آن خرید می كنید، سرویس‌دهی محصولات شركت‌هایی مانندIBM و یا Hewlett-Packard را به عهده می‌گیرند یا خیر. معمولا" چنین فروشگاه‌هایی به هنگام خرابی كامپیوتر، آن رابه شركت سازنده ارسال می‌‌نمایند و یا این كه افراد آموزش دیده‌ای دارند كه به این مدل‌ها آشنا بوده و به تعمیر آن‌ها می‌پردازند. اكثر تعمیرگاه‌های كامپیوتر، تعمیر PC های گوناگون با مارك‌های صنعتی مختلف را می‌پذیرند. هنگامی كه برای تعمیر كامپیوترتان به جایی زنگ می‌زنید به نحوه برخورد سرویس‌دهندگان از طریق تلفن دقت كنید.مثلا"چقدر پشت خط منتظر می‌مانید. نحوهٔ صحبت كردن افرادی كه پشت خط هستند، همچنین میزان علاقه‌مندی آنها به تعمیر كامپیوتر شما چقدر است. بعضی از شركت‌های كامپیوتری تعمیرات رایگانی را ارایه می‌دهند و تعمیرگاه‌هایی را هم در محدودهٔ منزل شما معرفی می‌كنند تا شما مستقیما" به آنجا مراجعه كنید. این تعمیرگاه‌ها ضمانت‌نامه شركت مذكور را می‌پذیرند. بعضی از شركت‌ها حتی شماره تلفن رایگانی را ارایه می‌دهند كه شما برای تعمیر كامپیوترتان به‌آن شماره می‌تـوانید زنگ بزنید. هنگام زنگ زدن به این گونه تعمیرگاه‌ها، حتما" باید شماره مدل و سریال كامپیوترتان را بدانید تا كارها آسانتر و سریع‌تر پیش بروند.

هنگامی كه كامپیوتر خود را برای تعمیر به مغازه‌ای می‌برید، ابتدا تكنسین مشكل سیستم را شناسایی می‌كند تا بعد دیگران آن را تعمیر كنند. اوست كه تصمیم می‌گیرد چه قسمتی نیاز به تعمیر دارد، از یك كابل ساده برق گرفته تا درایو دیسك خراب شده. معمولا" برای تشخیص خرابی كامپیوتر، مبلغ مشخصی مطالبه می‌شود. یعنی این مبلغ تنها برای این كه به شما گفته شود عیب كامپیوترتان چیست از شما گرفته می‌شود. البته بعضی از تعمیرگاه‌ها برای تشخیص مشكل دستگاه پولی دریافت نمی‌كنند. اگر شما به كامپیوتر آشنایی داشته باشید، می‌توانید از برنامه‌های كمكی مانند Norton Utilities و یا دیگر نرم‌افزارهای موجود برای تشخیص خرابی درایو دیسك‌سخت استفاده كنید. خدمات بعضی از تعمیرگاه‌ها از طریق پایگاه‌هایی كه بر روی Web قرار دارند، قابل دستیابی است.

این پایگاه‌های تعمیر، موجب صرفه‌جویی در وقت شما می‌شوند و دیگر نیازی نیست كه در خیابان به دنبال تعمیرگاه بگردید. اما در عوض مبلغ هنگفتی را باید بپردازید. در چنین پایگاه‌هایی مبلغی برای بردن كامپیوتر به تعمیرگاه دریافت می‌شود و سپس از زمان ورود كامپیوتر به تعمیرگاه تا زمانی كه كامپیوتر تعمیر شود، مبلغی را كه باید بپردازید ساعتی حساب می‌كنند. البته بعضی از پایگاه‌ها برای بردن كامپیوتر به تعمیرگاه، پولی را دریافت نمی‌كنند. بعضی از پایگاه‌ها هم برای تشخیص نقص كامپیوتر، به صورت ساعتی پول دریافت می كنند.

بعضی از پایگاه‌ها هم تنها مبلغ ثابتی را برای تعمیر كامپیوتر می‌گیرند. معمولا" پایگاه‌هایی كه مبالغ ثابتی را دریافت می‌كنند برای مشكلات ناشی از نصب برنامه، مطلوب‌ترند. بنابراین همواره سعی كنید دربارهٔ جزییات هزینه‌ها، اطلاعات لازم را به دست آورید. در حقیقت به دست آوردن اطلاعات و ارزیابی مبالغ، هزینه‌ای برای شما در برندارد و چه بهتر است كه ابتدا هزینه‌هایتان را در یك تعمیرگاه بخصوص برآورد كنید و اگر این هزینه‌‌ها نجومی بودند به سراغ یك تعمیرگاه و یك برآورد دیگر بروید.

گاهی پیش می‌آید كه كامپیوترتان را چنـد جا برده باشید و تصمیم‌گیری برایتان مشكل شده باشد. شاید در تعمیرگاه به شما گفته باشند كه زمان ضمانت نامه كامپیوترتان تمام شده است و یا بعضی از قطعات، دیگر موجود نیستند. چنین اخبار ناخوشایندی را خیلی جدی نگیرید و زیاد نگران نشوید، بلكه سعی كنید كه به دنبال راه حل بگردید. ابتدا به شركتی كه درایو دیسك سخت‌تان، یا درایو CD-ROM و یا هر قسمت خراب شدهٔ دیگر را طراحی كرده است زنگ بزنید و بپرسید كه آیا آن قسمت از كامپیوترتان هنوز دارای گارنتی است و یا خیر؟ یا این كه آیا شركت مورد نظر، بخش خراب شده كامپیوترتان را با یك نوع جدید آن معاوضه می‌كند و اگر این كار را انجام می‌دهد آیا تخفیفی هم قایل می‌شود؟ اگر چنین امكانی وجود داشت، از پرداختن یك مبلغ اضافی‌رها شده و تنها نیاز دارید كه مبلغی را برای نصب قسمت نو شده بپردازید.

قبل از این كـه سیستـم‌تـان را از هـم بـاز كرده و به تعمیرگاه ببرید نكات زیر را رعایت كنید:

▪ اگر كـامپیوتـان قـابـل دستیـابی بـود، از همـه داده‌هایتان یك پشتیبان تهیه كنید.
▪ شماره سریال‌های درایـو دیسك‌سخت، درایو CD-ROM ، مودم و قسمت‌های دیگر را یادداشت كنید، تا پس از تعمیر مطمئن شوید كه هیچ بخشی از كامپیوترتان برداشته و با یك مدل دیگر جابجا نشده است.
▪ بر روی كامپیوترتان شمارهٔ تلفن و نام خود را بچسبانید تا در صورت گم شدن، شخص یابنده بتواند با شما تماس بگیرد. البته برای احتیاط آدرس خودتان را ننویسید.
▪ اطلاعات شخصی را از كامپیوترتان پـاك كنید.
تا كسی به اطلاعات محرمانه‌ی‎ شما مانند شماره چك و كلمه‌ی عبور اینترنت‌تان دسترسی پیدا نكند.
▪ بعد از بردن كامپیوتر بـه تعـمـیـرگـاه لـیست تعمیراتی را كه قرار است انجام شود و نیز مبلغ هر تعمیر و زمان لازم برای تعمیر را یادداشت كنید. اگر در فرم تحویل، قید شده باشد كه هرگونه تعمیری كه لازم باشد انجام خواهد شد، آن را امضاء نكنید. چرا كه شما دقیقا" نوع تعمیراتی كه انجام خواهد شد را باید بدانید ومطمئن شوید كه آیا تعمیرگاه بعد از تعمیر كامپیوتر شما، آن را ضمانت می‌كند یا خیر. البته باید این ضمانت را به صورت یك ضمانت نامه كتبی دریافت كنید و این كه به صورت شفاهی تعمیرگاهی كارش را ضمانت كند كافی نیست.
▪ آخرین نكـتـه‌ای كـه در ارتـبـاط بـا تعـمـیـر كامپیوترتان باید در نظر بگیرید دنبال كردن مراحل مختلف تعمیر است. این كه بدانید كامپیوترتان كجا می‌رود و چه وقت تحویل داده می‌شود. هنگامی كه برای دریافت كامپیوترتان به تعمیرگاه مراجعه می‌كنید، قبل از این كه پول تعمیر را بپردازید و یا آن را به خانه ببرید، كامپیوترتان را آزمایش كنید. اگر مشكل رفع شده بود می‌توانید پول تعمیر را پرداخت كنید. اما اگر مشاهده كردید كه قطعه‌ای جابجا شده و یا كامپیوتر به خوبی كار نمی‌كند، پول تعمیر را پرداخت نكنید.علاوه بر این لیست تعمیرات انجام شده و قطعات تعویضی را نیز درخواست كنید.

مطالب گفته شده شاید ساده به نظر برسند، ‌اما به كاربردن و در نظر داشتن تمام این نكات ساده می‌تواند از بسیاری از نگرانی‌‌های شما در ارتباط با بردن كامپیوتر به تعمیرگاه بكاهد. شاید بخواهید كه خیلی زود كامپیوترتان تعمیرشود اما این نباید باعث شود كه شما آن را به اولین تعمیرگاهی كه می‌رسید تحویل دهید. به خاطر داشته باشید كه تعمیركار برای شما كار می‌كند و بابت كاری كه انجام می‌دهد پول دریافت می‌نماید، پس نباید از پرس‌وجو كردن و یا برآورد كردن خدماتی كه قرار است ارایه شوند بترسید.

اگر كمی وقت صرف كنید، به تعمیرگاه‌های مختلف سر بزنید و مراحل مختلفی كه گفته شد را رعایت كنید می‌‌توانید از نگرانی‌های بوجود آمده به هنگام بردن كامپیوتر به تعمیرگاه بكاهید.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 23:56  توسط سعید ماجدی  | 

افزايش سرعت و آزاد سازي فضاي RAM در ويندوز XP در شش مرحله!

افزايش سرعت و آزاد سازي فضاي RAM در ويندوز XP در شش مرحله!
 
شش ترفند عملي براي آزادسازي و افزايش چشمگير سرعت كامپيوتر در ويندوز اكس پي به صورت گام به گام. اگر از سرعت پايين سيستم خود و پر شدن حافظه اصلي - رم - شكايت داريد با ما همراه باشيد توجه كنيد به هيچ برنامه جانبي نياز نخواهيد داشت....

 
1) سرويسهايي را که از آن استفاده نميکنيد را غير فعال نماييد : چنانچه کامپيوتر شما خانگي است و به هيچ شبکه محلي وصل نيستيد، با غير فعال کردن سرويسهاي شبکه که به صورت پيش فرض در ويندوز XP، فعال است ميتوانيد سرعت ويندوز را افزايش دهيد. براي اينکار در پنجره RUN عبارت Msconfig را تايپ کرده و Enter را فشار دهيد. حال در پنجره باز شده، تب Services را انتخاب و تيک عبارات زير را برداشته و سيستم را مجددا راه اندازي نماييد :
Alerter
Fast User Switching com
 TCP/IP NetBIOS helper
 Remote desktop Help Se
 Themes = Universal Plug and Play
 Wireless Zero Configuration
2) حذف برنامه هاي مقيم حفظه: بعد از نصب برخي نرم افزارها، آيکون آن آن نرم افزار در Taskbar در قسمت System Tray ظاهر ميشود و اين يعني اينکه فايلي براي دسترسي سريع و جهت اعمال تنظيمات درآن نرم افزار، در حافظه سيستم مقيم شده و به هر حال بسته به حجم و کاربرد خود، بخشي از حافظه را همواره در اشغال خود دارد. براي حذف اين برنامه ها از حافظه، در پنجره RUN عبارت Msconfig را تايپ کرده و کليد اينت را فشار دهيد، سپس در پنجره باز شده تب StartUp را انتخاب نماييد و تيک برنامه هاي غير ضروري را برداشته و مجددا سيستم را راه اندازي نماييد.
3) تصوير زمينه دسکتاپ را برداريد : باور کنيد وجود اين تصوير، ويندوز را وادار ميکند که هميشه آن را Load کند. اين امر در اثر بازو بسته کردن پنجره ها اتفاق ميافتد و با عث کاهش سرعت ويندوز ميشود، که به خصوص در پردازنده هاي با سرعت پايين، مشخص است. براي حذف اين تصوير در جاي خالي در صفحه Desktop کيليک راست کرده و گزينه Propertise را انتخاب و در پنجره باز شده، تب ُDesktop را انتخاب کنيد و در کادر Back Ground، گزينه اول يعني None را انتخاب وسپس بر روي Ok کليک کنيد.
4) فايل سيستم درایو هاي خود را از FAT 32 به NTFS تبديل کنيد.
5) حذف افکتهاي ويندوز : براي اينکار بر روي My Computer کليک راست کرده و گزينه Propertise را کليک کنيد. در پنجره باز شده تب Advanced را انتخاب و بر روي کليد Setting مربوط به Performance کليک کنيد، در پنجره باز شده، و در تب Visual Effects تقريبا تمام قابليتهاي تصويري ويندوز قابل تنظيم است. ضمنا توجه داشته باشيد که به طور پيش فرض، تمامي افکتهاي تصويري ويندوز فعال است. اين افکتها ميتواند بار زيادي را به سيستم تحميل کند و باعث کندي اجراي برنامه ها ميشود. ضمنا با نتخاب گزينه Let Windows Choose در اين پنجره، ويندوز با توجه به قابليتهاي ويدئويي سيستم، مواردي را که قادر به بر آورده کردن آن است، فعال ميکند. انتخاب Add just for best apperance نيز باعث انتخاب تمام گزينه ها مي شويد. همچنين انتخاب Add just best Performance، تمام گزينه ها را حذف ميکند. در اين حالت ويندوز بيشترين کارايي و سرعت را دارد.
6) مرتب نمودن فايل ها: از منوي Start بخش All Programs را برگزيده و سپس منوي Accessories را باز کنيد و در منوي System Tools برنامه Disk Defragmenter را اجرا و تمامي درايو ها را Defrag کنيد. اين کار باعث مرتب سازي فايل ها بر روي هارد شده و سرعت دسترسي به آنها را به نحو محسوسي بالا مي برد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 23:55  توسط سعید ماجدی  | 

استفاده بیشتر از کيبورد (ترفند)

روش هاي بسيار جالبي را به شما معرفي مي كنيم كه با استفاده از آنها ميتوانيد سيستم خود را تنها با استفاده از چند كليد موجود بر روي صفحه كليد Standby ، Hibernate ، Logoff ، Restart ، Shutdown و Switch User نماييد. لازم به ذكر است كه كمتر كسي از اين ترفندها آگاه است و همچنين با استفاده از آنها ميتوانيد سرعت كار با كامپيوتر را بيشتر كنيد.

بدين منظور:

براي Shutdown كردن:برای Shutdown نمودن سيستم با كيبورد ، ابتدا دكمه Win (مابين كليدهاي Alt و Ctrl) را فشار داده و پس از نمايش منوي Start حرف U انگليسي را دوبار با اندكي مكث ميزنيم. خواهيد ديد كه سيستم خاموش ميشود.

براي Restart كردن:برای Restart نمودن سيستم با كيبورد ، ابتدا دكمه Win (مابين كليدهاي Alt و Ctrl) را فشار داده و پس از نمايش منوي Start اين بار كليدهاي U و سپس R را با اندكي مكث ميزنيم. خواهيد ديد كه سيستم Restart ميشود.

براي Standby كردن:برای Standby نمودن سيستم با كيبورد ، ابتدا دكمه Win (مابين كليدهاي Alt و Ctrl) را فشار داده و پس از نمايش منوي Start اين بار كليدهاي U و سپس S را با اندكي مكث ميزنيم ، خواهيد ديد كه سيستم Standby ميشود.

براي Hibernate كردن:برای Standby نمودن سيستم با كيبورد ، ابتدا دكمه Win (مابين كليدهاي Alt و Ctrl) را فشار داده و پس از نمايش منوي Start اين بار كليدهاي U و سپس H را با اندكي مكث ميزنيم ، خواهيد ديد كه سيستم Hibernate مي شود.


براي Loggoff كردن:برای Loggoff نمودن سيستم با كيبورد ، ابتدا دكمه Win (مابين كليدهاي Alt و Ctrl) را فشار داده و پس از نمايش منوي Start اين بار كليد L را دوبار با اندكي مكث ميزنيم. خواهيد ديد كه سيستم Logoff ميشود.

براي Switch User كردن:برای Switch User نمودن سيستم با كيبورد ، ابتدا دكمه Win (مابين كليدهاي Alt و Ctrl) را فشار داده و پس از نمايش منوي Start اين بار كليدهاي L و سپس S را با اندكي مكث ميزنيم ، خواهيد ديد كه سيستم Switch User مي شود . . .
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 23:54  توسط سعید ماجدی  | 

سخت افزارهای خود را عیب زدایی کنید

سخت افزارهای خود را عیب زدایی کنید . . .

همواره راه هایی وجود دارد که بدون نیاز به تخصص افراد ماهر میتوان پی به عیب سخت افزارهای مشکل دار خود ببرید. این ترفند اگر چه يك راهنماي جامع براي عيب زدايي از كامپيوترتان نيست اما مي تواند شما را به سمت يافتن مشكل كامپيوتر راهنمايي كند. مطمئنأ پیدا کردن عیب کامپیوتر توسط شخص خودتان بسیار شیرین تر از تشخیص آن توسط یک تعمیرکار با تجربه است!


اگر بعد از فشردن دكمه power ، كامپيوتر روشن نشد
بررسي كنيد آيا سيم برق متصل است؟ آيا سر ديگر سيم برق متصل شده است؟ سوييچي كه در پشت كامپيوترتان وجود دارد چك كنيد. از اتصال صحيح منبع تغذيه به مادربرد اطمينان حاصل كنيد. كابل برق فلاپي را چك كنيد. اگر هيچ يك از اين كارها نتيجه نداد در مرحله بعد هر چيزي را كه به مادربرد متصل است به غير از كابل برق، سيم دكمه power، كارت گرافيك، حافظه RAM و CPU را جدا كنيد. اگر باز هم سيستم بالا نمي آيد يك يا دو قطعه از سيستم شما معيوب است. در اين مورد به احتمال زياد مادربرد يا منبع تغذيه Case شما اشكال دارد.
اگر سيستم روشن مي شود ولي بوق نمي زند يا بالا نمي آيد
ابتدا همه اتصالات را چك كنيد و دوباره امتحان كنيد. در صورتي كه اين عمل مؤثر نبود، بهترين كار اين است كه مانند بالا همه چيز را به غير از سيم دكمه power، كارت گرافيك، حافظه RAM و CPU را از مادربرد جدا كرده و دوباره امتحان كنيد.
اگر كامپيوتر به خوبي شروع به كار كرد كامپيوتر را خاموش كنيد و هر بار يك قطعه را متصل كرده و سپس كامپيوتر را روشن كنيد تا جايي كه مشكل را پيدا كنيد ولي اگر كامپيوتر اصلا‎‎ً روشن نشد احتمالاً يك يا چند قطعه معيوب داريد(CPU ،RAM، مادربرد و منبع تغذيه).
كامپيوتر روشن مي شود و متناوبا‎ً بوق مي زند، بالا مي آيد
ببينيد آيا حافظه RAM شما بدرستي نصب شده است اگر لازم است آن را بيرون آوريد و دوباره جا بزنيد.
سيستم روشن مي شود يك سري بوقهاي سريع مي زند، بالا نمي آيد
ببينيد آيا كارت گرافيك به درستي روي اسلات AGP نشسته است يا خير.اگر مقدار كمي از كارت گرافيك خارج از اسلات AGP باشد سيستم بالا نمي آيد.
چند مشكل ديگر هم وجود دارد كه بوسيله اين بوقها شناسايي مي شود اما دو مورد بالا معمول ترين موارد هستند.
اگر سيستم بالا مي آيد ولي مشكلاتي را مشاهده مي كنيد در اين جا دو مشكل عمده ذكر مي شود. كامپيوتر شما در هنگام نصب سيستم عامل بارها از حركت باز مي ايستد علت آن مي تواند گرماي CPU باشد بخصوص CPU هاي شركت AMD يا CPU هاي قديمي تر شركت INTEL. چك كنيد آيا فن CPUبخوبي عمل مي كند و چك كنيد آيا هيت سينك (قطعه آلومينيومي كه روي CPU نصب شده و معمولاً رنگ سياه دارد) بخوبي نصب شده است و با سطح CPU كاملاً موازي است. مطمئن شويد از هيت سينكي استفاده مي كنيد كه ساخت سازنده CPU شماست. هيت سينك اگر درست نصب شود بيش از آنچه نياز است خنك كاري انجام مي دهد.
مشكلات زيادي در سيستم عامل همراه با صفحات آبي كه ظاهر مي شود داريد
خطاهايي كه در هنگام كپي كردن فايل هاي Set up بوجود مي آيند بخصوص در ويندوز 2000 و XP، به احتمال زياد نشانه وجود مشكل در حافظه RAM شماست. اين امكان هم وجود دارد كه مشكل از هارد ديسك شما باشد اگر خطاها همراه با صفحات آبي است كه در آنها Page Fault ديده مي شود يقيناً مشكل از حافظه RAM شماست.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 23:53  توسط سعید ماجدی  | 

راهنمایی های یک تعمیرکار کامپیوتر

راهنمایی های یک تعمیرکار کامپیوتر

بردن كامپیوتر به تعمیرگاه


قبل از این كه تمام پس اندازتان را صرف تعمیر PC خود كنید و یا به سفارش كردن تكنسین بپردازید، راهنمایی‌های ما را در ارتباط با بردن PC به تعمیرگاه، به كار ببندید تا از یك تعمیر با كیفیت بالا برخوردار شوید.

 

سیستم یك كامپیوتر ایده‌ال باید سریع باشد و همیشه كار كند، اما چقدر وحشتناك است وقتی كه این سیستم از كار بیافتد و شما را با یك سری خرابی‌ها مانند سوختن مانیتور، آسیب دیدن درایو دیسك سخت و نچرخیدن CD-ROM، تنها بگذارد. اگر چه بیشتر تولیدكنندگان كامپیوتر ۲ تا ۳ سال ضمانت آن را به عهده می‌گیرند، ‌اما بسیاری از كاربران بیش از سه سال از سیستم خود استفاده می‌كنند و به محض تمام شدن مدت ضمانت، سیستم جدیدی تهیه نمی‌كنند و به این ترتیب تعمیركامپیوتر امری اجتناب‌ناپذیر می‌گردد.

برای بسیاری بردن PC به نزد متخصص با نگرانی‌هایی همراه است و تصورات ترسناكی ذهن كاربر را احاطه می‌كنند مانند این كه آیا تكنسین از شما خواهد خواست كه قطعات دیگری را تهیه كنید، آیا ایراد كامپیوترتان نقص كلی در درایو دیسك سخت است، آیا تكنسین عیب كامپیوتان را بیش از آن چه هست بزرگ خواهد كرد و... البته نباید تصور كرد كه تكنسین فردی است كه منتظر فرصتی برای خالی نمودن جیب شماست. اما قبل از این كه تمام پس اندازتان را صرف تعمیر PC خود كنید و یا به سفارش كردن تكنسین بپردازید، راهنمایی‌های ما را در ارتباط با بردن PC به تعمیرگاه، به كار ببندید تا از یك تعمیر با كیفیت بالا برخوردار شوید. این پیشنهادات از تعمیرگاه‌های محلی، مراكز تعمیر بزرگ، فروشگاه‌های كامپیوتری و فروشگاه‌های بزرگ اینترنت جمع‌آوری شده‌اند.

برای این كه بتوانید از امكانات ضمـانـت خرید كامپیوترتان استفاده كنید، مدارك خرید را در جایی مطمئن نگهداری كنید. با صرف اندكی وقت می‌توانید كارت ثبت‌نام و فرم ضمانت‌نامه را پر كرده و به این ترتیب به حفاظت از كامپیوترمحبوبتان در آینده بپردازید. بعضی از كارخانجات تولید كننده كامپیوتر از طریق شبكه كارت ثبت‌نام را ارایه می‌كنند، اما بهتر است كه از این كارت ثبت‌نام یك كپی تهیه كرده و همراه با قبض دریافت كامپیوتر نگهداری كنید. همه قبض‌ها و ضمانت‌نامه‌ها را در یك جا جمع كرده و نگهداری نمایید. خصوصا" برای زمانی كه برای هر كدام از اجزای كامپیوتر مانند مودم، پردازشگر، برد اصلی و مانیتور ضمانت‌نامه‌ی جداگانه‌ای وجود داشته باشد.

هنگـامـی كه كـامپیوتـری را خــریـداری می‌كنید، آخرین چیزی كه باید در نظر داشته باشید، مسأله تعمیر آن در آینده است یعنی این كه شركت، تعمیركامپیوتری را كه به فروش رسانده به هنگام خرابی آن می‌پذیرد یا خیر. موضوع بعدی این است كه بسیاری از تعمیرگاه‌های محلی تنها برای تشخیص خرابی كامپیوتر حتی اگر ضمانت هم داشته باشد، مبلغی را دریافت می‌كنند. بنابراین دقت در مورد ضمانت‌نامه و در نظر گرفتن مدت اعتبار آن موجب می‌شود كه در آینده وقت و پول كمتری را هدر دهید.

اگر اطـلاعات كـافی در مـورد كـامپیوتـر نداشته باشید، به هنگام خرابی آن نمی‌توانید مشكل را تشخیص دهید. هنگامی كه مشكلی در كامپیوتر پیش می‌آید، ابتدا پیام‌های خطایی كه سیستم نشان می‌دهد یادداشت كنید. اگر اطلاعات شما از كامپیوتر كافی باشد، همین پیام‌ها به شما كمك خواهند كرد كه عیب را زودتر بیابید. البته گاهی این پیام‌ها مستقیما" به خود خرابی اشاره می‌كنند. بنابراین جزییاتی كه به هنگام خرابی كامپیوتر به یاد می‌آورید و پیام‌هایی را كه بر روی صفحه مشاهده كردید، همه را یادداشت كنید. چرا كه این اطلاعات می‌توانند به تكنسین كمك زیادی بكنند. هنگامی كه برای رفع عیب كامپیوتر به جایی مراجعه می‌كنید، سؤالاتی دربارهٔ رنگ صفحه نمایش به هنگام خرابی و پیام‌های خطایی كه ظاهر شده‌اند از شما می‌پرسند. دانستن پاسخ چنین سؤالاتی حتی اگر مفهوم آنها را ندانید. بسیار با ارزش است. قبل از بردن كامپیوتربه تعمیرگاه ببینید آیا سیستم‌تان هنوز دارای ضمانت است یا خیر. ‌چرا كه اگر از این موضوع اطلاع نداشته باشید، شاید تكنسین در اینباره چیزی به شما نگوید.

بــعـضـی از افــراد به مـحـض این كـه كامپیوترشان خراب می‌شود آن را برداشته و به سراغ محلی می‌روند كه آن را خریداری كرده‌اند.اما اگر شما این كار را می‌كنید،‌باید قبلا" فرم‌های ثبت‌نام و ضمانت‌نامه را دریافت كرده باشید، در غیر این صورت علاوه بر پرداخت یك مبلغ هنگفت، مجبورید مدت زمان زیادی انتظار بكشید تا كامپیوترتان تعمیر شود. در چنین مواقعی از چند تعمیرگاه دیگر بخصوص مغازه‌های كوچكتر نیز پرس‌وجو كنید و اطلاعات لازم دربارهٔ بهایی كه برای تشخیص مشكل دستگاه باید بپردازید، هزینه‌ی تعمیر و مابقی هزینه‌ها را به دست آورید.

تعمیرگاه‌های كوچكتر معمولا" به خاطر رقابت با تعمیرگاه‌های بزرگتر كه دارای سرویس‌دهی مجهزتری هستند، مبالغ كمتری را مطالبه می‌كنند. حتی تعمیرگاه‌های بزرگ هم برای تشخیص مشكل دستگاه، مبلغی را دریافت می‌كنند، خصوصا" اگر زمان ضمانت‌نامه تمام شده باشد. به هنگام خرید توجه كنید كه آیا فروشگاه‌هایی كه از آن خرید می كنید، سرویس‌دهی محصولات شركت‌هایی مانندIBM و یا Hewlett-Packard را به عهده می‌گیرند یا خیر. معمولا" چنین فروشگاه‌هایی به هنگام خرابی كامپیوتر، آن رابه شركت سازنده ارسال می‌‌نمایند و یا این كه افراد آموزش دیده‌ای دارند كه به این مدل‌ها آشنا بوده و به تعمیر آن‌ها می‌پردازند. اكثر تعمیرگاه‌های كامپیوتر، تعمیر PC های گوناگون با مارك‌های صنعتی مختلف را می‌پذیرند. هنگامی كه برای تعمیر كامپیوترتان به جایی زنگ می‌زنید به نحوه برخورد سرویس‌دهندگان از طریق تلفن دقت كنید.مثلا"چقدر پشت خط منتظر می‌مانید. نحوهٔ صحبت كردن افرادی كه پشت خط هستند، همچنین میزان علاقه‌مندی آنها به تعمیر كامپیوتر شما چقدر است. بعضی از شركت‌های كامپیوتری تعمیرات رایگانی را ارایه می‌دهند و تعمیرگاه‌هایی را هم در محدودهٔ منزل شما معرفی می‌كنند تا شما مستقیما" به آنجا مراجعه كنید. این تعمیرگاه‌ها ضمانت‌نامه شركت مذكور را می‌پذیرند. بعضی از شركت‌ها حتی شماره تلفن رایگانی را ارایه می‌دهند كه شما برای تعمیر كامپیوترتان به‌آن شماره می‌تـوانید زنگ بزنید. هنگام زنگ زدن به این گونه تعمیرگاه‌ها، حتما" باید شماره مدل و سریال كامپیوترتان را بدانید تا كارها آسانتر و سریع‌تر پیش بروند.

هنگامی كه كامپیوتر خود را برای تعمیر به مغازه‌ای می‌برید، ابتدا تكنسین مشكل سیستم را شناسایی می‌كند تا بعد دیگران آن را تعمیر كنند. اوست كه تصمیم می‌گیرد چه قسمتی نیاز به تعمیر دارد، از یك كابل ساده برق گرفته تا درایو دیسك خراب شده. معمولا" برای تشخیص خرابی كامپیوتر، مبلغ مشخصی مطالبه می‌شود. یعنی این مبلغ تنها برای این كه به شما گفته شود عیب كامپیوترتان چیست از شما گرفته می‌شود. البته بعضی از تعمیرگاه‌ها برای تشخیص مشكل دستگاه پولی دریافت نمی‌كنند. اگر شما به كامپیوتر آشنایی داشته باشید، می‌توانید از برنامه‌های كمكی مانند Norton Utilities و یا دیگر نرم‌افزارهای موجود برای تشخیص خرابی درایو دیسك‌سخت استفاده كنید. خدمات بعضی از تعمیرگاه‌ها از طریق پایگاه‌هایی كه بر روی Web قرار دارند، قابل دستیابی است.

این پایگاه‌های تعمیر، موجب صرفه‌جویی در وقت شما می‌شوند و دیگر نیازی نیست كه در خیابان به دنبال تعمیرگاه بگردید. اما در عوض مبلغ هنگفتی را باید بپردازید. در چنین پایگاه‌هایی مبلغی برای بردن كامپیوتر به تعمیرگاه دریافت می‌شود و سپس از زمان ورود كامپیوتر به تعمیرگاه تا زمانی كه كامپیوتر تعمیر شود، مبلغی را كه باید بپردازید ساعتی حساب می‌كنند. البته بعضی از پایگاه‌ها برای بردن كامپیوتر به تعمیرگاه، پولی را دریافت نمی‌كنند. بعضی از پایگاه‌ها هم برای تشخیص نقص كامپیوتر، به صورت ساعتی پول دریافت می كنند.

بعضی از پایگاه‌ها هم تنها مبلغ ثابتی را برای تعمیر كامپیوتر می‌گیرند. معمولا" پایگاه‌هایی كه مبالغ ثابتی را دریافت می‌كنند برای مشكلات ناشی از نصب برنامه، مطلوب‌ترند. بنابراین همواره سعی كنید دربارهٔ جزییات هزینه‌ها، اطلاعات لازم را به دست آورید. در حقیقت به دست آوردن اطلاعات و ارزیابی مبالغ، هزینه‌ای برای شما در برندارد و چه بهتر است كه ابتدا هزینه‌هایتان را در یك تعمیرگاه بخصوص برآورد كنید و اگر این هزینه‌‌ها نجومی بودند به سراغ یك تعمیرگاه و یك برآورد دیگر بروید.

گاهی پیش می‌آید كه كامپیوترتان را چنـد جا برده باشید و تصمیم‌گیری برایتان مشكل شده باشد. شاید در تعمیرگاه به شما گفته باشند كه زمان ضمانت نامه كامپیوترتان تمام شده است و یا بعضی از قطعات، دیگر موجود نیستند. چنین اخبار ناخوشایندی را خیلی جدی نگیرید و زیاد نگران نشوید، بلكه سعی كنید كه به دنبال راه حل بگردید. ابتدا به شركتی كه درایو دیسك سخت‌تان، یا درایو CD-ROM و یا هر قسمت خراب شدهٔ دیگر را طراحی كرده است زنگ بزنید و بپرسید كه آیا آن قسمت از كامپیوترتان هنوز دارای گارنتی است و یا خیر؟ یا این كه آیا شركت مورد نظر، بخش خراب شده كامپیوترتان را با یك نوع جدید آن معاوضه می‌كند و اگر این كار را انجام می‌دهد آیا تخفیفی هم قایل می‌شود؟ اگر چنین امكانی وجود داشت، از پرداختن یك مبلغ اضافی‌رها شده و تنها نیاز دارید كه مبلغی را برای نصب قسمت نو شده بپردازید.

قبل از این كـه سیستـم‌تـان را از هـم بـاز كرده و به تعمیرگاه ببرید نكات زیر را رعایت كنید:

▪ اگر كـامپیوتـان قـابـل دستیـابی بـود، از همـه داده‌هایتان یك پشتیبان تهیه كنید.
▪ شماره سریال‌های درایـو دیسك‌سخت، درایو CD-ROM ، مودم و قسمت‌های دیگر را یادداشت كنید، تا پس از تعمیر مطمئن شوید كه هیچ بخشی از كامپیوترتان برداشته و با یك مدل دیگر جابجا نشده است.
▪ بر روی كامپیوترتان شمارهٔ تلفن و نام خود را بچسبانید تا در صورت گم شدن، شخص یابنده بتواند با شما تماس بگیرد. البته برای احتیاط آدرس خودتان را ننویسید.
▪ اطلاعات شخصی را از كامپیوترتان پـاك كنید.
تا كسی به اطلاعات محرمانه‌ی‎ شما مانند شماره چك و كلمه‌ی عبور اینترنت‌تان دسترسی پیدا نكند.
▪ بعد از بردن كامپیوتر بـه تعـمـیـرگـاه لـیست تعمیراتی را كه قرار است انجام شود و نیز مبلغ هر تعمیر و زمان لازم برای تعمیر را یادداشت كنید. اگر در فرم تحویل، قید شده باشد كه هرگونه تعمیری كه لازم باشد انجام خواهد شد، آن را امضاء نكنید. چرا كه شما دقیقا" نوع تعمیراتی كه انجام خواهد شد را باید بدانید ومطمئن شوید كه آیا تعمیرگاه بعد از تعمیر كامپیوتر شما، آن را ضمانت می‌كند یا خیر. البته باید این ضمانت را به صورت یك ضمانت نامه كتبی دریافت كنید و این كه به صورت شفاهی تعمیرگاهی كارش را ضمانت كند كافی نیست.
▪ آخرین نكـتـه‌ای كـه در ارتـبـاط بـا تعـمـیـر كامپیوترتان باید در نظر بگیرید دنبال كردن مراحل مختلف تعمیر است. این كه بدانید كامپیوترتان كجا می‌رود و چه وقت تحویل داده می‌شود. هنگامی كه برای دریافت كامپیوترتان به تعمیرگاه مراجعه می‌كنید، قبل از این كه پول تعمیر را بپردازید و یا آن را به خانه ببرید، كامپیوترتان را آزمایش كنید. اگر مشكل رفع شده بود می‌توانید پول تعمیر را پرداخت كنید. اما اگر مشاهده كردید كه قطعه‌ای جابجا شده و یا كامپیوتر به خوبی كار نمی‌كند، پول تعمیر را پرداخت نكنید.علاوه بر این لیست تعمیرات انجام شده و قطعات تعویضی را نیز درخواست كنید.

مطالب گفته شده شاید ساده به نظر برسند، ‌اما به كاربردن و در نظر داشتن تمام این نكات ساده می‌تواند از بسیاری از نگرانی‌‌های شما در ارتباط با بردن كامپیوتر به تعمیرگاه بكاهد. شاید بخواهید كه خیلی زود كامپیوترتان تعمیرشود اما این نباید باعث شود كه شما آن را به اولین تعمیرگاهی كه می‌رسید تحویل دهید. به خاطر داشته باشید كه تعمیركار برای شما كار می‌كند و بابت كاری كه انجام می‌دهد پول دریافت می‌نماید، پس نباید از پرس‌وجو كردن و یا برآورد كردن خدماتی كه قرار است ارایه شوند بترسید.

اگر كمی وقت صرف كنید، به تعمیرگاه‌های مختلف سر بزنید و مراحل مختلفی كه گفته شد را رعایت كنید می‌‌توانید از نگرانی‌های بوجود آمده به هنگام بردن كامپیوتر به تعمیرگاه بكاهید.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 17:35  توسط سعید ماجدی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:37  توسط سعید ماجدی  | 

کاریکاتور های ازدواج

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:36  توسط سعید ماجدی  | 

داستان کوتاه درباره یک وبلاگ نویس

آخیش ، همه چیز فعلا تموم شد ، دیگه تنهای تنها شدم ، دیگه وقتی غصه میخورم کسی نیست که ناراحت بشه و غصه بخوره ، چرا همه به من طور دیگه ای نگاه میکنند ، حتی درختهای بلند این خیابان که به خیابان انقلاب ختم میشه ، چرا بهش گفتم اونطرفی بره ! ، میتونست از همینجا هم بیاد ، بگذار عقب رو نگاهی کنم ، هنوز سر جاش ایستاده بود و نگاهم میکرد ، چی بهم گفت ، گفت برو دنبالش ، محمد رضا کجا رفت ، ولش کن ، بگذار بره ، دیگه هیچکس و نمیخوام ، اونم رفت که رفت ، اصلا امشب خونه هم نمیرم ، میرم توی پارک میخوابم ، نه ، اینطوری که نمیشه ، دلم نمیخواد ، دل اونم نمیخواد ، ولی باید اینکارو کنیم ، باید اینطوری نشون بدم ، باید دیگه هیچ امیدی بینمون نباشه ، دو ماه دیگه که دیدمش درستش میکنم ، تا دو ماه دیگه من میمیرم ، نه ، یک ماه دیگه که مسیج ها شروع میشه دوباره زنده میشم ، زندگی تازه ، الان باید چیکار کنم ( همینطور گیج و ویج توی خیابان راه میرفت ، اصلا نفهمید چه وقت از وسط خیابان انقلاب گذشت ، چند بار نزدیک بود اتومبیل ها بهش برخورد کنند ، به یک خیابان خلوت رسید و به دیوار سیمانی کثیفش تکیه داد ، حالش خیلی بد بود ، دنیا دور سرش میچرخید ، مجبور شد بنشینه روی زمین ، تازه نشسته بود که بغضش ترکید و شروع به گریه کردن کرده بود ، هرچه کرد دیگر نتوانست جلوی خودش را بگیرد، در همین هنگام تلفنش زنگ زد )

این محمد رضا هم دست بردار نیست ، میخوای بری برو دیگه کسی کاری باهات نداره، حنما شبنم بهش زنگ زده گفته ، فقط اون میدونه حال من الان چطوریه ، بله محمد جان ، چیکار داری ؟ (( میخوام ببینمت کجایی )) نمیدونم ، ( سعی داشت گریه و ناراحتی رو پنهان کنه ) (( بگو کجایی )) میام سر همون چهار راه انقلاب که توی ایستگاه نشسته بودیم ، قدم برداشتن برام خیلی سخته ، حالا چطوری برم ، میرم ، شبنم هم ازم خواست ، ولی انگار از دست دادن همه چیز و همه کس الان دیگه برام فرقی نمیکنه ، سر چهارراه دیدمش ، براش دست تکون دادم ، اومد این طرف خیابان ، (( بریم خونه )) با خنده گفتم من خودم میرم بابا چیزیم نیست که ، دلم نمیخواست از عمق دلم با خبر باشه ، ( با اصرار سوار تاکسی شدیم ، از این تاکسی های ون بزرگ سبز ، عقب عقب سمت چپ نشستم و محمد کنارم ، نمیدونم چرا دلم نمیخواست دوست شبنم رو دیگه ببینم ، چون واقعا دیگه توان حرف زدن نداشتم ، میدونستم اگر ببینمش دوباره باید حرف بزنم ، احتمالا با این ضربان قلب و افتادن فشار بیهوش میشدم و شاید هم میمردم ، چهار راه اول چراغ قرمز بود و چند دقیقه ای منتظر شدیم ، توی چهار راه بعد دوباره دیدمش ، شبنم منتظر تاکسی بود که سوار بشه ، تاکسی که ما در اون بودیم جا نداشت، اشک توی چشمام جمع شد ) خدا کنه من رو اینطوری نبینه وگرنه امروز دیگه تنهام نمیذاره و این موضوع به بعد موکول میشه ، خدارو شکر مثل اینکه ندید ، ( بعد از چند دقیقه که گذشت به محمدرضا رو کرد و گفت ) من که حالم خوبه میخوای من تا خونه تورو برسونم ، ( با سردی جواب داد و هیچکدوم دیگه حرفی نزدند تا میدان فردوسی ، ناگهان محمد رضا گفت ) ((اینجا پیاده بشیم من توی این موبایل فروشی کار دارم )) تا خواستم جواب بدم دیدم شبنم از همون مغازه بیرون اومد ، دلم میخواست محمدرضا رو بزنم ، خیلی خودم رو کنترل کردم و هیچی نگفتم ، هم  خوشحال بودم که یک بار دیگه دیدمش ، هم ناراحت از اینکه دوست من درک نمیکنه که باید فعلا ما دو نفر از هم جدا بشیم ، چراغ قرمز بود و خوشبختانه میتونستم کمی دیگه نگاهش کنم ، اون هم حال خوبی نداره ، دیدم تلفنش رو برداشت و گذاشت روی گوشش ، حتما داره به دوستش زنگ میزنه ، خدا کنه دوستش زود برسه که شبنم زیاد اینجا منتظر نشه ، اون هم از انتظار مثل من تنفر داره ، مخصوصا توی این شلوغی ، ( از میدان که گذشتیم در طرف دیگه محمدرضا اصرار داشت که از تاکسی پیاده بشیم ، هرچی بهش اصرار کردم قبول نکرد و پیاده شد ، منم سر جای خودم نشستم ، توی اون لحظه که داشت کرایه من و خودش رو حساب میکرد فکر های بدی از ذهنم درباره محمد گذشت ، همینطور که نگاهش میکردم گفتم ) چقدر این دوستم احمقانه داره فکر میکنه ، فکر میکنه کارش درسته و میخواد به من لطف کنه ولی حالیش نیست که این جدایی خیلی برای زندگی دو نفر ارزشمنده ،) ناگهان درب کشویی ماشین رو با تمام وجود بست و ماشین تکان عجیبی خورد ، همه مسافر های ماشین برگشتند و با نگاهی توهین آمیز محمدرضا رو تعقیب کردند ، تاکسی حرکت کرد ، تصمیم گرفتم دیگه موبایلم رو هم خاموش کنم ، دلم نمیخواست دیگه با محمد هم حرف بزنم ، دوباره اشک از چشمانم ریخت ، داشتم تلفنم رو خاموش میکردم که زنگ زد ، خودش بود ، شبنم، نمیتونم باهاش حرف بزنم ، خوب منو میشناسه ، اگر حتی یک کلمه حرف بزنم امشب من رو تنها نمیگذاره ، دکمه قرمز رو زدم و تلفن رو خاموش کردم ، از تاکسی که پیاده شدم بین فکر های پراکنده و شلوغ گفتم نکنه شبنم کاری داشته ، نکنه دوستش نیومده باشه ، نکنه حالش بد شده باشه ، تلفنم رو روشن کردم به این امید که اگر زنگ زد فورا جواب بدم ، سعی میکنم مانع ناراحتیم بشم و محکم حرف بزنم ، تلفن زنگ زد ، محمدرضا بود ، اصلا دلم نمیخواست دیگه جواب بدم ، ولی زشت بود ، بعد از ده سال که با هم بودیم درست نبود جواب ندم ، گوشی رو برداشتم ، باز هم میخواست بدون من کجام ، دیگه بهش نگفتم ، جواب سر بالا دادم و بدون اینکه گوشی رو قطع کنم از روی گوشم برداشتم و توی جیبم گذاشتم ، چند دقیقه که گذشت تلفن قطع شده بود ، فهمیدم از امروز احتمالا دیگه دوستی بنام محمدرضا نخواهم داشت ، اما توی اون شرایط اصلا برام مهم نبود حتی دوستی که ده سال باهام بوده از دست بدم ، آدم وقتی چیزی با ارزش رو هرچند برای یک ماه از دست میده دیگه براش فرقی نمیکنه خونه و زندگی و همه چیزش هم از دست بره ، گویی در یک برهه زمانی عادت میکنه به از دست دادن و بدبختی، به هر حال محمدرضا هم تموم شد، میدونم دیگه بهم زنگ نمیزنه ، منم با غروری که دارم دیگه هیچوقت این کار رو نمیکنم ، پیاده از میدان امام حسین تا چهار راه شهدا رفتم ، نفهمیدم چطوری گذشت ، ولی چشمانم همش به دنبال اون میگشت ، که شاید بار دیگه ببینمش ، توی اتوبوس و تاکسی و خیابان و شلوغی ، هرکجا که جنبنده ای تکان میخورد نگاه میکردم ، با چشمانی قرمز و افکاری پریشان ، اما نبود ، به چهار راه که رسیدم تصمیم گرفتم به پارک شکوفه برم ، توی اون پارک ساعت های زیادی گذرانده بودیم ، ولی نه ، اونجا نمیتونم پیداش کنم ، چون اونجا پر از پسر های بیکار بود ، اونجا نمیره ، منم که حوصله خونه رفتن ندارم ، تصمیم گرفتم پیاده تا پارک سهند برم ، ساعت رو نگاه کردم ، از شش بعد از ظهر گذشته بود و آفتاب هم در حال غروب ، برگشتم به چهارراه شهدا و با اتوبوس به خانه رفتم ، در خانه سعی کردم خودم رو با کامپیوتر سرگرم کنم ، ولی حتی درون مانیتور هم چهره اش را میدیدم ، از هر جای این خانه خاطره دارم ، روی مبل و صندلی دنبالش میگردم ، ولی نیست ، هوا تقریبا تاریک شده بود ، شام رو در کنار خانواده با بی میلی خوردم و به همه شب بخیر گفتم ، همین موقع بود که دوباره بغض کردم ، به محض اینکه روی تختم دراز کشیدم شروع به اشک ریختن کردم ... _ خدایا چیکار کنم ، من توان این دوری رو ندارم ، فقط تو میدونی دلیل این کار من رو ، الان داره چیکار میکنه ، من روم نمیشه بهش مسیج بزنم ، چون خودم اینکار رو کردم ، خدایا حالم اصلا خوب نیست دارم دق میکنم ، امیدوارم اون یک مسیج بهم بزنه و در جواب بهش بگم قربونش میرم و میمیرم براش ، بدونه که برای من خیلی سخته و دارم از غصه میمیرم ، بدونه که دلم نمیخواد اینجوری باشیم ولی مجبورم ، ( نمیدونست چطور باید جلوی اشک ریختنشو بگیره ، هر چند دقیقه یک بار به موبایلش نگاه میکرد و بعد سرش رو درون بالش فرو میبرد و هق هق گریه میکرد ، نمیخواست صدای گریه کردنش رو کسی بشنوه و جلب توجه کنه ، چند ساعتی اشک ریخت و وقتی مطمئن شد همه خوابیدن از تخت بیرون اومد و جلوی پنجره ای که رو به خیابان بود ایستاد و به آسمان نگاه کرد ، با خدا اینچونین سخن میگفت ) خدایا کار من درست بود مگه نه ؟  خدایا میدونی که من دوستش دارم و جز اون هیچکس توی زندگیم نیست ، خدایا کمکش کن ، من کمک نمیخوام ، هر اتقاقی برام بیفته مهم نیست ، دلم میخواد خوشبخت بشه ، خدایا کاری کن که درسش و خوب بخونه ، عروسی کنه ، شوهر خوب قسمتش کن ، بچه های خوب ، خدایا کاری کن که توی زندگیش چیزی کم نداشته باشه ، خدا جون حاضرم جون منو بگیری ولی اون بتونه این دوری رو تحمل کنه ، اصلا خودم رو میکشم ، آره ، اگر بدونه من مردم شاید راحت تر دوریمو قبول کنه ، ولی نه ، اینطوری نه ، اگر بفهمه خودم رو کشتم حتما خودش رو میکشه ، نمیخوام اینطوری بشه ، من خوشبختیشو میخوام ، خدایا کمکش کن ، یه زندگی خوب بهش بده ( ساعت تقریبا از دو گذشته بود که به تخت خواب بازگشت ، آدمها متفاوت هستند ، خیلی از آدم ها در اوج ناراحتی آهنگ گوش میدن ، بعضی از آدم ها میخوابن ، بعضی به آسمان نگاه میکنند ، بعضی کتاب میخوانند ، بعضی میوه میخورند ، ولی امیر علی قصه ما در اوج ناراحتی دوست داشت بنویسه ، نه با قلم و کاغذ بلکه با کیبورد و کامپیوتر ، ولی امیرعلی در اون ساعت شب نمیتونست صدای شیرین کیبورد رو در بیاره ، چون باعث بیدار شدن خانواده میشد ، پس کمی با گوشی همراه نوشت ، اولش خواست برای شبنم مسیج بفرسته ، ولی وقتی صفحه مسیج باز شد و آماده نوشتن شد ، فقط قطرات اشک بود که از چشمانش جاری شد ، پس صفحه مسیج رو بست و صفحه نت یا نوشته را باز کرد ، و شروع به نوشتن کرد )

خوب بهتره از اول بنویسم ، راستی اولش چطوری شروع شد ، چطوری شروع کنم ، نوشتنم بد نیست وقتی شروع کنم کلمه ها و جمله ها خودشون سر جایی که باید ، قرار میگیرند ،

اولش همه چیز از یک وبلاگ شروع شد ، من تازه وبلاگ نویس شده بودم ، یک سال بود که وبلاگ داشتم و دختر خانمی به طور کاملا اتفاقی از موتور جستجوی گوگل وارد وبلاگ عاشقانه من شد ، نوشته های من اکثرش مال من نبودن و از جاهای مختلف کپی کرده بودم ، کنجکاوی دختر خانم باعث شد که آی دی من رو در یاهو مسنجر اد کنه که بعدا باهام حرف بزنه ، منم بعد از یک سال کاملا برام عادی بود ، چون بیش از چهارصد نفر این کار رو کرده بودند و با بیشتر اون نفرات حداقل یک بار حرف زده بودم، بعد از چند بار که برام پیغام گذاشته بود باهم حرف زدیم ، از همون جمله های اول احساس کردم با همه فرق داره ، جمله ها و کلماتش به دلم مینشست ، پس اولش همه چیز با یک احساس شروع شد ، احساس متفاوت بودن ، بعد از روز اول چند بار دیگه باهم چت کردیم ، به صحبت ها و حرفاش علاقه مند شدم و باهم قرار میگذاشتیم که سر ساعتی هردو یاهومسنجر رو باز کنیم ، اکثر اوغات ساعت پنج بعد از ظهر قرار میگذاشتیم ، احساس کردم دوست دارم باهاش حرف بزنم ، ولی یک روز دیر کرد، وقتی اومد سلام کرد ، با ناراحتی جوابش رو دادم و خیلی زود دلیلش رو فهمید و معذرت خواهی کرد ، برای اینکه دیگه این موضوع تکرار نشه ازش شماره خواستم ، نه برای گفت گو ، بلکه چون بتونم بیشتر و راحت تر باهاش قرار بگذارم ، ولی بهم نداد ، توی دلم کلی بهش ناسزا گفتم ، دختره بیشعور اصلا نمیفهمه کوچیکتر هستش و من غرور دارم ، فکر نکرده میگه نمیدم ، اصلا دیگه هیچوقت ازش شماره نمیخوام ، ولی بعد از چند وقت بدون اینکه فکر کنم باز ازش شماره خواستم ، اینبار برای گفت و گو ، اصرار داشتم که با هم حرف بزنیم ، قبل از کنکور بود و من از ساعت ده صبح تا یک معلم خصوصی داشتم ، قرار بود ساعت یک و نیم بهش زنگ بزنم که شبنم ساعت یازده زنگ زد ، خودش و معرفی کرد ، چه صدای دلنشینی داشت ، وقتی فهمید کلاس خصوصی دارم تلفن و قطع کرد، استادم که متوجه حال من شد زیاد درس نداد و کلاس به گفت و گو گذشت ، ساعت یک و نیم باهاش تماس گرفتم ، روز های اول نه علاقه ای بود و نه دوست داشتن زیاد ، فقط نیاز به جنس مکمل باعث میشد که باهم حرف بزنیم و جز حرف زدن و شنیدن صداش چیزی نمیخواستم ، مدت زیادی به همین شکل گذشت و قرار گذاشتیم همو ببینیم ( اون شب تا همینجا تونست بنویسه و مجددا اشک ریخت و گریه امانش نداد ، همینطور درحال اشک ریختن به خواب رفت ، صبح که از خواب بیدار شد ناخواسته تلفنش رو به قصد صبح بخیر گفتن به شبنم برداشت و شروع به تایپ کرد ، وقتی اومد مسیج رو بفرسته متوجه تغییر اسم در دفترچه تلفن شد و تازه اوضاع جدید جایگزین قبل شد ، پس مسیج نوشته شده رو حذف کرد و به آشپز خانه رفت و صبحانه خورد و بعد روی صندلی کامپیوتر نشست و تصمیم گرفت همه چیز رو دوباره بنویسه ، نوشتن بهش آرامش میداد ، احساس میکرد سرنوشت خودش مثل یک کتاب و یا داستان نوشته میشه ، فکر میکرد اگر همیشه عقب تر رو بنویسه فقط خاطره است ولی اگر آینده رو بنویسه حتما اتفاق می افته ، بعد از یک سال که نوشتن رو کنار گذاشته بود و شبنم اونقدر تنهایی اش رو پر کرده بود و براش خوب بود که هیچ نیازی رو در اطرافش حس نمیکرد ، نیاز به کار کردن ، نیاز به درس خوندن ، شبنم برای اون اونقدر بزرگ بود که امیرعلی هیچ چیزی دیگه از دنیا نمیخواست ، شاید همین موضوع باعث شد که این دو نفر موقتا از هم جدا شدند ، اولین کلمه ها و جمله ها را تایپ میکرد که تصمیم گرفت قصه واقعی خودش رو با اسم های شخصیت های عروسکی مثل شبنم و امیرعلی که برای هردو آنها آشنا بود بنویسد ، تصمیم گرفت داستان خود را در جاهایی بنویسد که ممکن بود شبنم قصه آن را بخواند و به حال روز امیرعلی پی ببرد ، ولی امیرعلی هیچوقت ، یا هنوز از حال شبنم با خبر نبود و مجبور بود تا آخر ماه صبر کند و آخر اردیبهشت ماه منتظر مسیجی از طرف اون باشه )

مکانی که برای دیدار اول انتخاب کردم پارک هنرمندان در نزدیکی مترو طالقانی بود، پارک خلوت و دلنشینی است ، ولی شبنم به اشتباه تصور کرده که منظور من پارک طالقانی نزدیک مترو میرداماد بوده ، خودم رو به بدترین شکل ظاهری در آوردم و خودم رو راس ساعت سه به پارک هنرمندان رساندم و شبنم در پارک طالقانی منتظر بود که همدیگه یکدیگر رو ببینیم ، وقتی تلفنی متوجه این موضوع شدیم خیلی خندیدیم ، من با مترو  بعد از پانزده دقیقه به پارک مورد نظر رسیدم ، وقتی برای اولین بار دیدمش زیاد ازش خوشم نیومد ، ولی دنبال خوش اومدن و این چیزا نبودم ، فقط میخواستم باهاش حرف بزنم و کنارش باشم ، روز اول صحبت از ایران کشورهای مختلف شد ، صحبت از زندگی و چیزهای دیگه ، ماه رمضان بود ، تقریبا نزدیک اذان هم شده بودیم ، هوا هم در اون پارک سرسبز سرد شده بود ، از هم خداحافظی کردیم و من به خانه اومدم ،

بار ها و بارها همدیگر رو دیدیم و هربار بیشتر از باهم بودن لذت میبردم و از شنیدن حرفها و جمله هاش احساس رضایت میکردم ، هر روز و ساعت لحظه شماری میکردم که ببینمش ، یک سال گذشت و ما کاملا به هم دلبستگی پیدا کرده بودیم ، توی جمله ها و حرف هامون بوی ازدواج و باهم بودن پیچیده بود ، ناخواسته داشتم به این موضوع نزدیک میشدم ، هرشب وقتی خوب فکر میکردم میدیدم فعلا با وجود شبنم من نیاز به هیچ چیزی ندارم و اگر همینطور بگذره هیچوقت نمیتونم باهاش ازدواج کنم ، اصلا نه با این نه با کسی دیگه ، باید از هم جدا بشیم ، وگرنه هم زندگی من خراب میشه و هم زندگی این دختر معصوم ، هر روز تصمیم داشتم بهش بگم ، تا اینکه روزی به بهش گفتم که هیچوقت به هم نمیرسیم ، ولی وقتی گریه هاش رو میدیدم دنیا رو سرم خراب میشد ، اصلا نمیتونستم ببینم باعث رنجشش شدم ، چندین بار این موضوع تکرار شد و هربار بدتر از بار قبل، تا اینکه روز آخر فرا رسید ، سعی کردم اون روز براش همه کار کنم ، یک روز کامل براش فراهم کردم ، با وجود غم و غصه ای که توی دلم بود سعی کردم هیچی نفهمه ، بعد از اینکه به ساعت خداحافظی نزدیک میشدیم ازش خواستم برای همیشه ازم جدا بشه ، کاملا جدی بودم ، وقتی احساس میکردم چشمانم درحال خیس شدنه لبخندی مرموز روی لبهایم مینشاندم که نظرش به چشمان غم آلودم جلب نشه ، هرچی خواست ازم بپرسه دلیل کارم چیه بهانه آوردم ، نمیتونستم بهش بگم تو زیادی خوبی ، من با وجود تو به هیچ جا نمیرسم ، من با وجود تو به هیچ کس و هیچ چیز نیازی ندارم ، پس به هرچه که به ذهنم میرسید و در کتاب های مختلف خوانده بودم چنگ زدم ، گفتم وقتی دو نفر نمیتوانند با هم زندگی کنند باید از هم جدا بشن ، من هیچی ندارم و در آینده نمیتونم زندگی مشترکی رو اداره کنم ، هرچه میگفت خوب کار میکنی قبول نکردم ، گفتم اصلا من تورو برای همسر انتخاب نمیکنم ، یا اصلا کلا ازدواج نمیکنم ، مثال های گوناگونی زدم مثل ژله و آدامس، گفتم وقتی دو تا آدمس جویده شده رو بهم بچسبانیم بعد از چند دقیقه به سختی جدا میشه ولی اگر دیر بجنبیم خشک میشه و هیچوقت جدا نمیشه ، باید تا دیر نشده از هم جدا بشیم و به این جدایی عادت کنیم ، توی دلم خدا خدا میکردم که بهم نگه اگر همون دو تا آدامس تا دیر نشده با هم خوب مخلوط بشن یک رنگ میشن و دیگه برای همیشه جدا نشدنی هستند ، هر چند دقیقه یک بار قلبم درد میگرفت و از شدت درد دستم رو روی اون میفشردم ، میدونستم بعد از این درد سر درد و سرگیجه شاید هم بیهوشی و خوابالودگی همراهش هست ، سعی داشتم محکم باشم که اینبار بتونم این رابطه شیرین رو برای مدتی از هم پاره کنم ، چون واقعا ما دو نفر برای زندگی مشترک ساخته نشده بودیم ، میدونستم نمیتونیم زیاد باهم بمونیم و از هم خسته میشیم ، بارها بهم ثابت شد که وقتی زیاد همدیگر رو میبینیم خواسته هامون زیاد میشه و وقتی به خواسته هامون نمیرسیدیم با دلخوری از هم دور میشدیم تا وقتی که دوباره خواسته هامون کم بشه و دلمون برای هم تنگ بشه، دلیل های زیادی داشتم که هیچوقت حاضر به گفتن و حتی نوشتنش نیستم، ولی مطمئن بودم فقط میتونیم دوستان خوبی بمونیم ، شاید هم اشتباه باشه ولی حداقل فعلا درسته ، هرچه کردم شبنم قبول نمیکرد که از هم جدا بشیم ، من خودم هم نمیخواستم و میدونستم بعد از جدایی چه بلایی سرم میاد ولی رابطه ما دو نفر خیلی صمیمی شده بود ، طوری که اگر یک روز از هم بیخبر میموندیم چنان به هم میپیچیدیم که گویی گم کرده ای بزرگ داریم و به دنبالش میگردیم ، به هر حال سعی کردم با بی محبتی و بی مهری باهاش برخورد کنم که قبول کنه از هم جدا بشیم ، هدف من جدایی دائمی بود ، فردای اون روز باهم حرف زدیم ، قرار شد یک بار دیگه همدیگه رو ببینیم ، من که نمیتونستم گریه های شبنم رو ببینم قبول نکردم ، میدونستم اگر ببینمش نظرم رو عوض میکنه ، خیلی اصرار کرد و من فقط خواستم محمد رضا هم توی این ملاقات باشه ، حدس زدم با وجود اون دیگه گریه و حتی صحبت از جدایی نباشه ، قرارمون ساعت دو و نیم بعد از ظهر در میدان فردوسی کنار بانک پاسارگاد بود ، ساعت یک و نیم بود که مادرم ، برادرم رو از مدرسه آورد خونه ، داداشم توی مدرسه حالش بد شده بود و به بیمارستان منتقل شده بود و سرم بهش زده بودن ، باید براش ماهیچه گوسفند و لیموشیرین و پرتغال تهیه میکردم ، به همین خاطر تازه ساعت دو و ربع از خانه راه افتادم ، محمدرضا راس ساعت دو نیم سر قرار بود و شبنم بعد از پنج دقیقه تاخیر رسیده بود ، خلاصه نزدیک ساعت سه در صندلی های مترو ملاقاتشون کردم ، شبنم از همیشه خوشگل تر بنظر میرسید ، قرار بود اون روز هیچ حرفی از جدایی و این چیزا نباشه و فقط یک روز معمولی مثل بقیه روزهای قبل داشته باشیم ، به سمت کریم خان و ولیعصر حرکت کردیم و توی یکی از خیابان ها که به انقلاب ختم میشد سر صحبت باز شد ، خسته بودیم و در ایستگاه اتوبوسی که بیشتر اتوبوس های خیابان معلم از آنجا مگذشت نشستیم ، محمدرضا خیلی دوست داشت این جدایی صورت نگیره و همش حرف میزد ، منم با دلایل گوناگون هر دو نفر رو قانع میکردم که جدایی تنها راه و بهترین راهه ، بعد از یک ساعت گفت و گو قرار شد یک ماه کاملا از هم بیخبر باشیم و ماه دوم هم فقط رابطه نوشتاری داشته باشیم ، من هم از خدا خواسته قبول کردم ، چون میدانستم دوری شبنم میتونه من رو نابود کنه ، ولی وانمود کردم که من اینطور نمیخوام و میخوام که این رابطه کاملا قطع بشه، احساس کردم این تصمیم خیلی مفید و خوبه و بعد از دو ماه میتونیم رابطه جدیدی باهم داشته باشیم ، دیگه طاقت حرف زدن نداشتم ، ضربان قلبم دوباره تند شده بود و دستانم سرد سرد ، قلبم بدجوری درد گرفته بود و سرگیجه داشتم ، در همین زمان تلفن شبنم زنگ زد ، دوستش بود که میخواست ببینتش ، من که دیگه حوصله حرف زدن نداشتم گفتم که من نمیخوام دوستت بیاد و ببینمش و اگر اون بیاد من میرم ، محمدرضا و شبنم اصرار داشتن که باهم به محل قرار بریم ولی من توان راه رفتن هم نداشتم و میخواستم تنها باشم ، محمد که از رفتار من خسته شد و رفت و شبنم هم که اوضاع رو دید ازم خواست که به دنبال محمد رضا به سمت خیابان انقلاب برم ، ولی برای من دیگه هیچی مهم نبود ، وقتی دیدم براش اینقدر مهمه که من به کدوم طرف حرکت کنم قبول کردم ، بهش گفتم تو هم از خیابان کناری برو و با تاکسی به خیابان انقلاب برو و بعد با یک تاکسی دیگه به میدان فردوسی برو و دوستت رو ببین و با اون برو خونه ، من هم بر خلاف میل باطنی ازش خدحافظی سردی کردم و براه افتادم ، با خودم گفتم:

آخیش ، همه چیز فعلا تموم شد ، دیگه تنهای تنها شدم ، دیگه وقتی غصه میخورم کسی نیست که ناراحت بشه و غصه بخوره ، چرا همه به من طور دیگه ای نگاه میکنند ، حتی درختهای بلند این خیابان که به خیابان انقلاب ختم میشه ، چرا بهش گفتم اونطرفی بره ! ، میتونست از همینجا هم بیاد ، بگذار عقب رو نگاهی کنم ، هنوز سر جاش ایستاده بود و نگاهم میکرد ، چی بهم گفت ، گفت برو دنبالش ، محمد رضا کجا رفت ، ولش کن ، بگذار بره ، دیگه هیچکس و نمیخوام ، اونم رفت که رفت ، اصلا امشب خونه هم نمیرم ، میرم توی پارک میخوابم ، نه ، اینطوری که نمیشه ، دلم نمیخواد ، دل اونم نمیخواد ، ولی باید اینکارو کنیم ، باید اینطوری نشون بدم ، باید دیگه هیچ امیدی بینمون نباشه ، دو ماه دیگه که دیدمش درستش میکنم ، تا دو ماه دیگه من میمیرم ، نه ، یک ماه دیگه که مسیج ها شروع میشه دوباره زنده میشم ، زندگی تازه ، الان باید چیکار کنم

 *احتمالا ، اگر این دو نفر همدیگر را دیگر نبینند ، حتما این داستان ادامه دارد*

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:32  توسط سعید ماجدی  | 

وقتی خدا مادران را می آفرید

 

وقتی خدا مادران را می آفرید در روز ششم تا دیروقت كار می كرد.
فرشته‌ای اومد وپرسید: چرا اینقدر روی این یكی وقت می گذاری؟
و خدا پاسخ داد :

می دونی چه خصوصیاتی در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟

باید قابل شستشو باشه ولی پلاستیكی نباشه. بیش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعویض باشند. و باید بتونه ازهمه جور غذا استفاده كنه. .باید بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگیره . با یه بوسه كه از زانوی زخمی تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اینها رو باید فقط با دو تادست انجام بده!!!
فرشته تحت تأثیر قرار گرفته بود.

فقط دو تا دست غیر ممكنه . مطمئنی این یك مدل درست و استاندارده ؟
این همه كار برای امروز زیاده بقیه‌اش روبگذار برای فردا و تكمیلش كن.
نمی تونم دیگه آخرای كارمه. چیزی نمونده كه موجودی را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.

وقتی بیمار می شه خودش، خودش رو معالجه میكنه و می تونه 18 ساعت در روز كاركنه.

فرشته نزدیكتر اومد و زن رو لمس كرد:

این كه خیلی لطیفه!!

بله لطیفه. ولی خیلی قوی درستش كردم . نمی تونی تصور كنی چه چیزهایی رو می تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتی پیروز بشه!

فرشته پرسید : می تونه فكر كنه ؟

خدا پاسخ داد : نه تنها فكر می كنه می تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .
فرشته گونه زن رو لمس كرد: "خدا فكر كنم بارمسئولیت زیادی بهش دادی! سوراخ شده و داره چكه می كنه!"

خدا اشتباه فرشته رو تصحیح كرد : چكه نمی كنه! - این اشك
فرشته پرسید:به چه دردی می خوره؟

اشكها روش او هستند تا غمهاش، تردیدهاش، عشقش ، تنهائیش، رنجش و غرورش را بیانكنه .

فرشته هیجان زده گفت :خداوندا تو نابغه ای فکر تمام چیز های خارق العاده رو برای ساختن مادرها کرده ای ...

فقط یك چیزش خوب نیست.

خودش فراموش می كنه كه چقدر با ارزشه!!!


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:13  توسط سعید ماجدی  |